یارای ایستادنت که نبود، بنشین. خم نشو …

نوامبر 20, 2009 در 20:36 | نوشته شده در اجتماعی | 11 دیدگاه

قبل از این هم پیش آمده بود که دوستانم روزهای سخت و کشنده ایی را در انتظار فردا و آنچه معلوم نبود چه خواهد بود بگذرانند و همواره سعی کرده بودم تا حد توان خویش آرامش بخش لحظات سخت و دردآورشان باشم. اما شش ماه پیش که یکی از بهترین دوستانم آن سر دنیا ، دقایقی وهم آلود و کشنده را می گذارند تا زمان برای رسیدن فردایی که معلوم نبود در پس آن چیست، سپری گردد. آن روزها خود من نیز به نوعی گرفتار همین تجربه در مقیاس کوچکتر بودم و به همین سبب می پنداشتم. می توانم درک موقعیتی مناسبی از آنچه بر او می گذشت ، داشته باشم.

اما ، اکنون پس از شش ماه روزهای سخت من در همان مقیاسی کوچکتر و بسیار جدی تر فرا رسیده است و حالا بهتر می توانم آن لحظات شوم کشنده را که آن نازنین دوست می گذراند با جان و تنم درک کنم. فردایی که شاید نباشد یا برات به گونه ایی دیگر باشد. و اکنون بهتر در می یابم که تصورم از این آوار شوم. کاهی بوده است در برابر کوهی.

اینگونه مواجه هم دردآور است و هم آزمونی است برای خود انسان که تا چه حد در کوره زندگی آب دیده شده است. تا چه آمادگی برخورد با مصائب روزگار را دارد و تا چه میزان می تواند این حادثه را مدیریت کند.

امروز روز آخر بود. موقعیت آخری که شاید فردا آن موقعیت طبیعی همیشگی را نداشته باشم. سعی کردم بکنم آنچه را که شاید از فردا نتوانم. اما باور اینکه مهلت کم است و تو تابع شرایطی زجرآورترین لحظاتی است که می تواند هر کسی را از پای بیاندازد. گاه شاید حالتت پنجه به دیوار کشیدن باشد و حاصل گردی در چشم ، که بیش آزارت می دهد تا لذت آرامشی که آری این را هم توانستم و مقصر هیچ کس نیست.

اما. اما آنچه من از زندگی و برای مواجه با خودش تا کنون آموخته ام. خلاصه می شود در جمله ایی که هنگام هجوم آوار مصیبت با خود زمزمه می کنمش : یارای ایستادنت که نبود ، بنشین. خم نشو.

Advertisements

11 دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. جایی برای گفتن دیگران نیست ولی ما همه ایستاده و پرتوانت را دوست داریم. از دوستانت توان بگیر. آن ها می خواهند بیاستی، پس بایست.

  2. یوزی عزیز از صمیم قلب براتون آرزوی سلامتی میکنم امیدوارم همین امشب پست سلامت بودنتون رو بخونم

  3. گاهی سختی ها آدم رو آبدیده تر میکنن . گاهی باید کست خورد و یاد گرفت ، گاهی هم تجربه میشن . همیشه هم بد نیست . میگذره . مواظب خودت باش

    با درود و سپاس فراوان : شهرام

  4. مشکلی پیش نمی آد. مطمئن باش.

  5. حجاب اجباری افساری بر گردن یکایک آحاد ملت
    http://khakeiran.blogspot.com/2009/05/blog-post.html

  6. یوزی جان نگران شدم.

  7. حالت چطوره؟ بی خبر نزار من رو

  8. ما رو نگران کردی ها!!!
    نکنه بقول حضرت شاتوت! شما هم نفس دختر باکره باید بخوره!!!!!

  9. اصلاحیه: بخوره بهتون!!!
    http://shatot3.blogspot.com/2009/11/blog-post_22.html

  10. بقول «مارال» به «گل محمّد» در کتاب «کلیدر» :

    مباد! گل محمد مباد! که خستگی تسلیم آوَرد
    که تسلیم گلیمی از جان آدمی به هم برمیبافد
    که نامردمان بر آن پاوزار تحقیر نهند

  11. سلام یوزی جان، خوبی؟! اوضاع احوال چطوره؟! همیشه ایستاده ببینیمت دادا…
    به امید بهروزی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: