چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

فوریه 15, 2010 در 17:12 | نوشته شده در اجتماعی | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , ,

22 بهمن تركيب عدد و اسمي كه شايد هم اكنون نيز مذاق بسياري از سبزها به سوي تلخكامي هدايت كند. همچنان كه در ظاهر نيز براي خود من نيز چنين است. فارغ از اينكه در اين روز در پايتخت ايران عزيز چه رفت و چه شد و چه كسي مقصر اين آب سردي بود كه بر پيكره‌ي جنبش سبز ريخته شد ( كه در اين زمينه بسيار گفتيم و گفتند ). بايد نگاهي هم داشت بر دستاوردهايي كه حاصل اين روز بود اين دستاوردها كسب نشد مگر در سايه همين مديريت ناصحيح جمع مشتاقي كه خواستار آزادي واقعي ايران بود.

22 بهمن به دلايلي كه گفتش ديگر فقط گوينده را كوچك خواهد كرد، روزي شد كه به جاي مواجهه سبزها و نگاهبانان حكومت در پيش چشم خيل دوستداران سنتي آن تبديل به روزي شد كه مخالفان سيستم حاكم و هواداران سنتيش در سايه سار جو امنيتي حاصل نگاهبانان بسيار حكومت دوشادوش هم راه رفتند. تمام قامت يكديگر را نظاره كردند. وزن يكديگر را به چشم عيان ديدند و حاصل اينكه اكنون راحت‌تر مي‌توانند در مورد گروه ديگر سخن برانند و قضاوت كنند.

تا پيش از اين فرصتي چنين هرگز دست نداده بود تا اين دو گروه چنين از نزديك تمام هميت گروه مقابل را به عينه ببيند و در كنارش نفس بكشند و ساعاتي را زندگي كنند. هيچكدام براي ديگري خط و نشان نكشيد و فارغ از نعره‌هايي كه گاه به همراهي بلندگوهاي رسمي زنده باد و مرده باد را در فضاي اين روز خيابان آزادي مترنم مي شد. در طي اين چند ساعت همزيستي اجباري و بي تنشي را اين دو گروه در كنار يكديگر تجربه كردند. هوادارن سنتي سيستم حاكم ديدند كه به رغم كثرت عددي سبزها بر خلاف تبليغات هشت ماهه گذشته كه سبزها را وحشي، خشونت طلب و اغتشاشگر معرفي مي‌كرد. سبزها به سادگي در كنار مخالفان خويش راه رفتند و هر آنچه مطلوب مخالفانشان بود را به سادگي و با سعه صدر خويش كه حاصل از انديشه آزادي خواهانه ايشان است مدارا كردند.

دستاورد ديگر اين روز تقسيم هواداران سيستم حاكم در ذهن بستر متفكر جامعه به دو گروه مستقل از يكديگر بود، موردي كه براي بسياري از هواداران جنبش سبز به رغم علم به آن چنين واضح و روشن نبود. اين دو دسته شامل گروهي است كه منافع خود را در پايدار بودن سيستم حاكم مي‌داند و براي پايداري آن از هيچ عملي روي گردان نيست. گروه ديگر شامل هواداران سنتي سيستم حاكم مي‌شود. گروهي كه غالب ايشان را افراد محروم از امكانات مالي و رفاهي نسبت به ساير آهاد جامعه تشكيل مي‌دهد. اين عدم برخوداري از امكانات باعث گرديده است كه در سير تحول و توسعه فرهنگي و سياسي جامعه اين بخش از حركت خود بازمانده و حداكثر انديشه‌هاي آزادي خواهانه آنان را مي‌توان خلاصه كرد در آرمانهاي آزادي خواهانه دهه پنجاه و شست كه حول محور دين آزادي را معنا مي‌كند ( در اين زمينه قبلن به تفصيل در مورد رابطه ثروت و آزادي اينجا نگاشته‌ام ).

سبزها در روز 22 بهمن عيان ديدند كه مشكل راه توسعه سياسي و فرهنگي جامعه ايران باز كردن راه و مسير پيشرفت و ترقي براي همين بخش از جامعه است و اگر بتوان حتي گامي اين توده از اجتماع را به جلو هدايت كند، جنبش چندين گام به پيش حركت خواهد كرد.

تجسم سيستم حكومتي كنوني بدون داشتن پشتوانه هواداران سنتي خود و تنها اتكا كردنش به هواداران منفعت طلبش لزوم تلاش ما را در اين مسير به خوبي عيان مي‌كند.

يكي از راه هايي كه مي‌توان براي نيل به اين مقصود انجام داد. كم كردن فاصله ثروت بين اين طبقه از اجتماع با طبقه فرا دست خود است. سبزهايي كه ارباب مشاغل هستند مي‌توانند با به كار گرفتن ايشان در مجموعه‌هاي خويش يا با دادن پاداش‌هايي كه مي‌تواند كه ايشان يا نسل بعدشان را به جاده بهتري براي راه زندگي هدايت كند، از اين فاصله بكاهند.

كار بسيار مي‌توان كرد. شايد كمترين كار تغيير به كار بردن واژگان خاصي باشد كه آنها را از ما دور مي‌كند. اين اولين گام و كوچكترين آن است كه اتفاقن تاثير بسيار بسزايي خواهد داشت.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: