کمک علمی … ! ؟

ژوئیه 30, 2010 در 21:49 | نوشته شده در حرف ِعکس | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , ,

بدون شرح !

Advertisements

بی خیال املای درست، آش رو بچسب … !

ژوئیه 29, 2010 در 03:12 | نوشته شده در حرف ِعکس | 2 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , ,

.

توضیع: [ ت َ ] (ع مص ) فرومایه و ناکس گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پنبه ٔ زده در جامه نهادن . (زوزنی ). جبه بردوختن بعد پنبه نهادن در آن . || برهم پیچیدن شترمرغ بیضه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-74a994420e284c22b3595f70a1fbb80e-fa.html

توزیع: [ ت َ ](ع مص ) وابخشیدن چیزی میان گروهی . (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پخش کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بخش کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). تقسیم کردن : وزع توزیعاً؛ تقسیم کرد آن را. (ناظم الاطباء). قسمت کردن بین کسان . (از اقرب الموارد) :
زآنکه لولاک است بر توقیع او
جمله در انعام و در توزیع او.

مولوی .

|| قسمت کردن بر جمعی ، برای کسی . (بحرالجواهر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سرشکن کردن خرجی را. (یادداشت ، ایضاً). بخش کردن بر جمعی برای دیگری . (منتهی الارب ). قسمت کردن بر کسان . (از اقرب الموارد) :
مجتمع گشتند مر توزیع را
بهر دفع زحمت و تصدیع را.

مولوی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-aba10f96caed449ebc5c2a4e5db756dc-fa.html

در راستای سوء استفاده مضاعف … !

ژوئیه 27, 2010 در 12:59 | نوشته شده در حرف ِعکس | 3 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

.

آفتاب آمد دلیل آفتاب. این هم سند اینکه میگن تو زندان خوش می گذره به سیاسیون. ببینین مبل و صندلی هم براشون می برن !

پ . ن: بابا شتر سواری دولا دولا که نمی شه. اسباب کشی با ماشین دولتی تو روز روشن. راسته که میگن مملکت خر تو خره !

عکس بازی، یک بازی وبلاگی به نام شهر کثیف من …

ژوئیه 27, 2010 در 10:18 | نوشته شده در فرهنگ و هنر, اجتماعی, حرف ِعکس, سیاسی | ۱ دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , ,

هر از گاهی در محیط های مجازی موضوعی مشخص می شود که کاربران مشترک را تشویق می کند که به گونه ایی بخشی از زندگی خود را با یک عکس به نمایش بگذارند. مثل محتویات کیف و عکس از دسکتاپ و … . انتشار این عکس ها گرچه باعث تفنن و تفریح می شود و ما با روحیات و اخلاقیات انسان قرار گرفته پشت این آی دی اندکی آشنا می سازد. اما هیچ نفعی نه به حال عکس گذار دارد و نه به حال ببینده و اگر بگوییم در این مملکت خطر هم دارد. گزاف نگفته ایم.

این جنبش های تصویری مرا به این فکر انداخت حال که همه دست به دوربینشان خوب است و تکنولوژی چنان گسترش یافته که تهیه فیلم و عکس برای همگان آسان است. چرا کاری نکنیم که سودی از این جنبش های تصویری عاید خود و جامعه امان شود.

لطف دیگر این قضیه آنست که کثیف و نامرتب بودن شهری ربطی به اندیشه ندارد. ارزشی و غیر ارزشی و هر کس با هر نوع نگرشی مطمئنن خواهان شهر و کشوریست پاکیزه و درخور زندگی.

مطمئنن هیچ کس از جوی های پر از کثافت و موش و سوسک، متروی ناکارآمد، خرابه های پر زباله، انبوه زباله در جای جای شهر، محل های تردد که از بوی گند آکنده است و … خوشش نمی آید و این مناظر باعث رنجش هر فرد است.پس از تمام دوستان ویاران و دشمنان خود دعوت می کنم در این جنبش شرکت جویند.

برای تاثیر گذار بودن این حرکت لازم است که محلی را که از آن عکس و فیلم تهیه می شود. با زیرنویس دقیق آدرس درج گردد. تا مسئولان مربوطه اگر گوش شنوا و چشم بینایی داشته باشند اقدام کنند.

همچنین به لحاظ گستردگی مناظر و تعدد آن می دانیم که هر کس بیش از یک تصویر را از پلشتی شهرهایمان به ددیگانمان خواهد نشاند. با توجه به این مطلب  و برای دسته بندی بهتر دسته بندی بهتر لازم است از تیتر هایی مانند این استفاده کنیم. » شهر کثیف من ( نام شهر ) 1 یا 2 و .. «

چشم به راه دستاوردهایتان هستم:

تماس از راه دور …

ژوئیه 27, 2010 در 07:50 | نوشته شده در حرف ِعکس, سیاسی | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

جناب آقای موسوی چرا تماس از راه دور ؟ چرا این همه حرف و بیان بر خلاف نظر مردم. یادتان باشد این مردم بودند شما را میر حسین موسوی کردند. والا شما همان عزلت گرفته ایی بودید. که بیست و اندی سال دم بر روی همه بدبختی های این مردم بینوا بسته بودید و حال یک شبه پشتک زنان دوباره پردید وسط هجمه تبلیغاتی و شدید خبر اول بنگاه های خبری.

.


.

جناب آقای موسوی در این دیار نمکدان شکنی کم از پدرکشتگی نیست. تا دیر نشده به آغوش مردم بازگردید. و به یاد بیاورید آنان که بسی معروفتر بودند و مشهورتر بودند به کرشمه نابجایی چگونه از تارک افلاک به زیر خاک نشستند در دیدگان مردم. همچنان که اشک می چکد و فرو می نشیند و به صدر باز نمی آید.

شما بودید ظهور می کردید ؟

ژوئیه 24, 2010 در 08:30 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس, سیاسی | 3 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , ,

کاری نداریم که بنده به مهدویت و حضور امام دوازدهم شیعیان اعتقاد دارم یا نه. اما می خواهم با توجه به شرایط موجود این سئوال را تک تک شیعیان ایشان از خودشان بپرسند که اگر جای ایشان بودند. آیا تمایلی به ظهور می داشتند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. زمامدارش بدون اینکه شما را در خفا یا جلا دیده باشد. سخن می راند که » شعبه ای » از شعبات امام و خدا و پیغمبر است. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. معاون دانشجویی دانشگاهش که نشان می دهد ارادتی بس وافر هم به شما دارد. دانشجوی دختر دانشگاه را خفت می کند و سیستم قضایی عادل کشور دانشجویانی را که نگذاشته اند ساحت دختر به دست متعفن این مرد آلوده شود و خود دختر محکوم می شوند و جناب معاون بر می گردند سر کار خویش در »  شعبه ای » دیگر تا به امر خفت کردن با توجه به تجارب گذشته و کم شدن ضریب خطا ادامه دهند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. فرمانده » شعبه ای » از نیروی انتظامیش را با شش زن غافلگیر می کنند و بعد تکذیب می کنند و بعد که خبرش عالمگیر شد، می گویند صیغه بوده و چون صیغه بوده لزومی نداشته بین این شش زن صیغه، تیغه ای هم استوار باشد و به لطایف الحیل بازش می گردانند بر سرکار در »  شعبه ای » دیگر. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و رئیس دولت منتخب رهبریش خود را از شما سری از هم سوا می داند و نیز ایشان مضحکه مردم کشور خود و سایر نقاط جهان است. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و مردمش که مثلن خیلی به شما ارادت دارند برای آذین بستن کوچه ها در آستانه میلاد شما از بقایای نوار هایی استفاده می کنند که در تمام مدت سال دور می ریزند و این چند روز همان نوارها را به در و دیوار شهر می کشند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

.

.

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و مردمش طبق روایات روز جمعه هر هفته انتظار ظهورتان را می کشند  و مثلن هم خیلی به شما ارادت دارند. کافیست شب  های جمعه سری به کوچه ها و معابر شهرهایش و مخصوصن پایتختش بزنید تا ببینید در هجوم زباله و کثافت و جوب های بو گندو و معابر کثیف، واقعن چقدر در انتظار شما هستند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

نمیدونم چرا یاد دین رأفت و عدالت و سهامش و بسیج و صندوق قرض الحسنه بسیجیان و … اینا می افتم. کسی میدونه، چرا ؟

ژوئیه 23, 2010 در 11:47 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , ,

.

بدون شرح !

اپیدمی ِ حاصل از فقر و گسترش اعتیاد، خطری که تهران را در این هوای گرم تهدید می کند

ژوئیه 22, 2010 در 12:56 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , ,

روزهای تابستان امسال گرمتر از سالهای گذشته و گرمایش چنان طاقت فرساست که بسیاری از کهنسالان و کودکان با درایت دیگران ساعات گرم روز را خانه نشینند تا گرما موجب عارضه ایی در ایشان نگردد.

این گرمای خارج از روال با رکود اقتصادی کشور و فقر دامن گستر عجین گشته و همزمان با خود میراث حاصل از سی و یکسال کار مداوم فرهنگی و قضایی را به همراه دارد که جز گسترش اعتیاد نبوده است !

فقر و اعتیاد این دو پدیده در هم فرو رفته و به هم آجین گشته ی حاصل از چرخش نا صواب چرخ اقتصاد کشور چهره شهر ما را در ساعاتی از شبانه روز و گاه تمام ساعات آن. صحنه کندوکاو مخازن زباله توسط شهروندانی کرده است که لقب زباله دزد را یدک می کشند. این دون پایه ترین بخش اقتصادی کشور که یا پی لقمه نانی برای ادامه زنده بودنش است و یا کسب اسکناسی برای رفع خماریش. حال دلیل کار هر چه باشد سرانجام آن یکی است. آلوده شدن دست هایی که زباله های را می جوید.

چند وقتی هم هست که این شهروندان زباله جو از وسایل نقلیه عمومی یعنی اتوبوس های بی آر تی برای جابجایی مخزن دستاورد خود از میان زباله ها در شبانگاهان سود می جویند و اینچنین است که اگر شما بی آر تی سواران ساعات شب باشید. حتمن بوی بد زباله به بینی اتان خورده و دست های آغشته به شیرابه آن را ملاحظه کرده اید که بر میله ها و صندلی ها کشیده می شود و ذهن تو را مشغول می کند که آیا حاصل این روند جز گسترش آلودگی و بیماری نست ؟

مسافری که صبح گاهان سوار اتوبوس بی آر تی می شود غافل از آنچه که در شب هنگام بر پیکره اتوبوس گذشته شادان از یافتن صندلی خالی تن بر روی آن می آساید و یا دست را  به میله ایی که دیشب شهروندی دیگر آن را به شیرابه زباله معطر کرده است، می گیرد تا تعادل خود را حفظ نماید.

تقاطع مسیر اتوبوس های بی آر تی با ایستگاه های مترو وضع را وخیم تر می کند و مسافر متروی از همه جا بی خبر بر روی همان صندلیی می نشیند که شهروند لباس آلوده ما که دقایقی پیش از بی آر تی پیاده شده و بر روی آن نشسته است و یا دست به همان میله ایی می گیرد که وی پیش از او گرفته. لطفن نگویید باید دست ها را شست. شما تا به حال عطسه ناگاه نکرده اید و یا گوشی موبایل خود را در اتوبوس و مترو جواب نداده اید ؟ آیا به منزل و محل کار که رسیدید اول گوشی خود را همراه دست های خود شسته اید ؟ آیا هر روز و به طور مداوم لباس خود را می شویید ؟

.

.

.

.

.

واقعن بر این چرخاب بلا رهیافت گذر سهل را به اندیشه نمی یابم. چگونه باید این نقش زشت را از سطح شهر زدود وقتی که مدیرانش خود زشت کردارند ؟

مردم با هم مشکلی ندارند، از میان برخیز

ژوئیه 19, 2010 در 17:44 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس, سیاسی | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , ,

دوستان فرند فیدی یوزی را از چند روز مانده به جام جهانی با یوزر » فوتبال بی فوتبال_yozi » مشاهده نمودند. که به خود و دیگران چنین نهیب می زد که در هیجان جام جهانی گم نشوند که بتوان کلاهی بس گشاد بر سرشان فرو کنند.

بگذریم …

از بازی های جام جهانی هیچ کدام را ندیدم یه بهتر بگم بجز دقایقی کوتاه ندیدم. به جز بازی 64 ام جام. بازی پایانی و فینال.

بازی فینال را هم در دل پاک لاله از تلویزیون پارک و بین جمع دوستدار فوتبال به نظاره نشستم. جمعی که بالغ بر دو تا سه هزار نفر بود و از هر رده سنی می شد در آن یافت. شامل پسر و دختر در کنار هم نشسته بودند و برخی نیز پیراهن هلند و اسپانیا را به تن کرده بودند و حتا ایشان نیز در کنار هم بودند و دوستداران دو تیم حائلی بین خود ایجاد نکردند. شعارها و واکنش هایی که گاه هر کدام از دو گروه هوادار در جمع های کوچک خودمانیشان سر می دادند و یا از ایشان سر می زد، نیز نشان می داد که از جماعت استادیوم برو هستند و همان جو را به فضای محوطه تزریق می کردند. پیر و جوان، ارزشی و سکولار در کنار هم نشستند و فوتبال دیدند و گفتند و خندیدند. شاد شدند و غمگین شدند و هر چه بود. بی هیچ دغدغه ایی و یا آنکه کسی به دیگری تو بگوید. خوشحال از ساعاتی در کنار هم بودن. رهسپار زندگی خویش شدند.

.

.

حالا آقای حاکم. به من لزوم نیامدن دختر ها و زنان این مرز بوم را به استادیوم فوتبال توضیح بده. آیا ساعاتی ناامن از نیمه شب سراغ داری ؟ تویی که جرات نداری دربی کلان شهر تهران را زیر نور پروژکتور برگزار کنی. چگونه جمعی بی حضور تو و نیروی انتظامی ات خوش و خندان کنار هم نشستند و رفتند و هیچ اتفاقی نیافتاد. مردم پاکند. بی خود به مردمت توهین نکن.

پ . ن 1 : آره و اینا – اسپانیا 4 – ایتالیا 2 (در ضربات پنالتی)

موهبت مالیات …

ژوئیه 18, 2010 در 03:12 | نوشته شده در حرف ِعکس | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: ,

.

بدون شرح !

صفحهٔ بعد »

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.