اوج گرفتن اعتراضات خیابانی، عقب نشینی آقایان ، استراتژی حکومت و بازی با افکار عمومی

ژوئیه 16, 2010 در 09:28 | نوشته شده در اجتماعی, سیاسی | ۱ دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,

گستردگی اعتراضات خیابانی و خشن شدن نوع اعتراضات مردم و پاسخ به ایراد ضرب و جرح از سوی ماموران انتظامی حکومت که بازتابی از خشونت صورت گرفته توسط نیروهای امنیتی حکومت در روزهای 13 آبان و 16 آذر بود. هم حکومت و هم اپوزسیون رهبریش را به چاره اندیشی انداخت.

اوج این نوع اعتراضات را در روز عاشورا شاهد بودیم که به گفته منابع خود حکومت پایتخت برای دقایقی از کنترل خارج شده و اگر اهمال بیشتری از سوی آنان و یا پایداری بیشتری از سوی معترضین به نمایش گذاشته می شد، شاید اکنون فضا به گونه ایی دیگر جز این بود.

گفتم که اپوزسیون رهبر حکومت هم به موازات حکومت به چاره اندیشی افتاد. چرا ؟

زیرا این اپوزسیون به شدت دل در گروی جمهوری اسلامی داشت. و تنها نکته عدم تفاهم با ساختار حاکم را در فردی می دانست که اکنون زمام امور را در دست دارد. ایشان به عیان دیدند که حاصل این اعتراضات و نتیجه به بار نشستنش هر چه باشد. جمهوری اسلامی دیگری نیست. این را از شعارهای مردم و نوع و شیوه حرکت اعتراضات و دامنه گسترشش در آن زمان به وضوح می شد که لمس نمود.

برای توضیح بیشتر این رویداد باید خاطرنشان کرد که موسوی و کروبی و حامیان پشت پرده اشان هرگز نمی خواستند و نمی خواهند که این حکومت بر چیده شود و یا دست کم آنکه به توسط نام آنان بر چیده شود. تا مثلن فردا در پبش خدای خویش دچار لکنت زبان برای پاسخ دادن نشوند و نیز در تاریخ گفته نشود که حکومت اسلامی ایران که حاصل دگرگونی سال 57 بود. به دست یاران به وجود آورنده اش و دو تن از یاران اعضای هئیت حاکمه سی سال گذشته کشور به مسلخ فنا گسیل شد.

حالا دیگر وقت چاره اندیشی بود. باید حکومت و اپوزسیون رهبری اش برای برون رفت از این حالت هر دو توامن کاری می کردند. والا دور نبود که نه تاک بماند و نه تاک نشان.

نخست باید نمایشی از همگرایی نشان داده می شد.

به نظر بنده جریان اسب تروا کار مشترک هر دو گروه بود. اما این طرح به شدت وحشت آفرین بود. چون در پی حوادث روی داده به درستی نمی شد پی به منویات ذهنی بستر اجتماع برد و واکنش ایشان را در برابر کنش های برنامه ریزی نشده که اجتناب ناپذیر است. حدس زد و شاید همین طرح باعث به سهولت دست یافتن معترضین به همان نقطه ایی می شد که حکومت و اپوزسیون رهبریش از آن بیم داشتمد که نشود.

برای چاره این نگرانی ترجیح  داده شد که تمام راهپیمایی های شهر ها و شهرک های اطراف تهران برای 22 بهمن سال 88 را بر خلاف سنت هر ساله تعطیل کنند و تمام نیروهای وفادار به حکومت را در خیابان آزادی به دو صورت مامور انتظامی و مردم متمرکز کنند. حاصل این رویکرد آمار شگفت انگیزی از تعداد نیروهای امنیتی در روز 22 بهمن بود که تا مدت ها نقل محافل و دستاویز بیانیه های آب دوغ خیاری بود.

جریان اسب تروا با پیروزی نسبتن آرامش  بخش و بدون ایجاد اشکال و تقریبن بهترین حالت برای حکومت به پایان رسید. حتا بنده حدس می زنم. کسانی در دل خود گفته باشند که 22 بهمن سال 88 پیروزی مجددی برای سازه بی اندام جمهوری اسلامی بود.

حالا یک مانع فقط بر جای مانده، سرخوردگی مردم این حالت را نه می توان کتمان کرد و نه اینکه می توان به آن بی اعتنا بود. چون مانند آتشی در زیر خاکستر می گردد و گسترش می یابد و آتش به خرمن نیمه سوخته می زند. چه باد می کردند ؟

برای برون رفت از این حالت باید اول به مردم القاء می شد که راه نجات از خیابان به دست نمی آید. حال آنکه کسانیکه که این نکته را در بیانیه هایشان حالا مورد اشاره قرار می دادند. خود و با تمام مجموعه این حکومت از راه خیابان به حکومت رسیدند ! بگذریم …

باید این سرخوردگی از اندیشه مردم تا جایی که می شد زدوده می شد. تا بتوان مردم را برای یک مشارکت مطلوب 50 تا 60 درسدی اولین انتصابات پیش رو آماده می کردند.

راه چه بود ؟

نخست اینکه ابتدا باید انتصابات نزدیک را عقب می انداختند تا راحت تر بتوانند طرح های خود را در زمان بندی مطلوب به مرحله اجرا بگذارند و آسانتر بتوان مردم را خام کرد.

همانطور که بالاتر گفتم ابتدا باید صفوف معترضین از سطح خیابان جمع می شد که به لطایف الحیل و به یمن نقشه راه موسوی ( بیانیه 18 و منشور ) این امر به سر منزل مقصود رسید و بهترین بهانه برای آن جلوگیری از خونریزی بود. انگار که تا دیروز از رگ های این ملت نعش بر سطح خیابان ریخته شده آب سرایز می شده و اکنون آقایان به تازگی خون می بینند.

باید القاء می شد که اعتراض باید به گونه ایی دیگر پیگیری شود. مثلن اعتصاب.

خب حرف اعتصاب با توجه به سرخوردگی عمومی خود یک حرف هراس انگیز است. چگونه حکومت هم می تواند به آن تن در دهد و هم اینکه کیان موجودیتش به تهدید گذاشته نشود ؟

یک اعتراض صنفی بهترین حالت برای این امر است. تصویب قانون مالیاتی عجیب و غریب 70 در سدی که مردگان هزار سال پیش هم اجرایی شدنش را باور نمی دارند. اما بهانه خوبیست برای یک اعتراض صوری و صنفی تا در لوای  آن هم بازار و بازاری از همه جا بی خبر مثلن به خواسته خود برسد و هم گونه ایی دیگر از اعتراض را حکومت نخ نما کرده باشد.

حالا امید این مردم سر خورده از اعتراض و اعتصاب به کل بریده می شود و می افتند در دوره انحطاط جنبش.

حالا می شود برخی از این سرخوردگان را با بیاینه های نخ نمای اپوزسیون داخل که حتا با رهبر هم چندان مشکلی دیگر ندارد و رویش نمی شود عیان این را به صدای بلند بگوید. به سر صندوق رای کشاند و اندک آبرویی مجدد دست و پا کرد.

اسم رمز این حرکت » خرد جمعی توحیدی » است و طریقش پایبندی به قانون اساسی است. نه یک حرف کم، نه یک حرف زیاد.

Advertisements

۱ دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. چهار تا دکمه پیدا کردی یه کت براش دوختی. کت خوبی هم شده، اما من نمی پوشمش! به نظر من این قبیل تحلیل ها بر مبنی تئوری توطئه شکل می گیرند، رمز این تحلیل اینه: هر اتفاقی که بیوفته قطعا دستهای پنهان حاکمیت و اصلاح طلبان خائن پشتش هست. من حتی در مجموعه اصلاح طلبان همگرایی نمی بینم که بخوام در کل نظام ببینم. حتی اون طرف هم بین حامیان کودتا درگیری شدید هست و اگر فکر کنیم یک مجموعه ای داره به هزاران اصولگرا و اصلاح طلب فرمان هماهنگی میده به نظرم بیشتر شبیه فیلم های هالیوودی هست و مثل همه فیلم های هالیوودی باید جایی سوتی بدن و مشخص بشه که دارن فیلم بازی می کنن. من چنین چیزی نمی بینم.
    یوزپلنگ:
    یه حلقه واسط هست این وسط که یا نمی خوای یا نمی تونی ببنیش » جمهوری اسلامی » اگر نباشه هیچکدام نیستند. نه اصلاح طلب ها نه اصولگرایان. این حلقه همه اون مجموعه رو بهم پیوند میده و فرمانبردار می کنه. دیر نیست و دور نیست. دندون سر جیگر بذار.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: