مجازات مرگ را از قوانین حذف کنید

اکتبر 8, 2010 در 22:27 | نوشته شده در اجتماعی | 2 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , ,

.

این هم مطلب دوست گرامی بنده فرزام که وبلاگ اینجانب میزبان دست نوشته ایشان است.

———————————-

بی شک ابتدایی ترین حق انسان، حق حیات است و سایر حقوق بشر بر حیات او تعریف می شوند. همین یک گزاره کافی است تا بتوان با قاطعیت گفت هیچ کس حق سلب حیات هیچ انسانی را ولو به واسطه قانون ندارد. قانونی بودن مجازات مرگ به این مجازات مشروعیت نمی بخشد بلکه برعکس، مشروعیت قانون را زیر سوال می برد، زیرا قانون باید به گونه ای تدوین شده باشد که ناقض حقوق بشر نباشد. همانطور که اگر در قانون حق خوراک از انسان سلب شود ایراد را باید در قانون جستجو کرد نه در انسان. حتی رای اکثریت مردم به وجود مجازات مرگ در قانون این مجازات را مشروع نمی کند همانطور که سایر حقوق بشر به واسطه رای مردم تعیین نشده اند(و به واسطه رای مردم هم ساقط نخواهند شد) و حقوق بشر به واسطه انسان زاده شدن به او تعلق می گیرد و هیچ چیز ولو رای اکثریت نمی توانند حقوق بشر را از او سلب کند.

از طرفی، متاسفانه در بحث دفاع یا مخالفت با مجازات مرگ یک اشتباه اساسی وجود دارد و آن اینست که مجازات مرگ توسط هر دو طرف به رسمیت شناخته می شود اما بر سر اعمال یا عدم اعمال آن بحث در می گیرد. درحالی که مطابق آنچه در مقدمه آمده، اساساً طرح مجازات مرگ به عنوان یکی از جزاهای کیفری کاملاً اشتباه است و هیچ کس نباید برای تعیین مجازات به کشتن یک فرد دیگر فکر کند. این تفکر شبیه این است که بگوییم می توان به عنوان مجازات، یک فرد را به زور وادار به پرستش یک خدا کرد و دعوایی سر این شکل بگیرد که آیا این مجازات را اعمال کنیم یا نه! در حالی که اصل مجازات به اشتباه طراحی شده است چون هیچ کسی در هیچ شرایطی ولو به واسطه قانون حق ندارد دین و اعتقادی را بر کسی تحمیل کند و حتی اگر اکثریت هم این اشتباه را تایید کنند باز این اشتباه مشروعیت نخواهد یافت. در مورد اعدام هم مساله تکرار مکرر این جنایت انسانی است که این ذهنیت را در افراد به وجود آورده که اعدام یک مجازات است و حال عده ای با اجرای این مجازات موافقت می کنند و عده ای با اجرای آن مخالفند، در حالی که اصل مجازات به اشتباه طراحی شده است.

همین دیدگاه در رد مجازات اعدام کفایت می کند اما بد نیست برای روشن شدن موضوع به ابعاد دیگر قضیه هم اشاره کنم.

آیا اعدام مجازاتی بازدارنده است؟

مهمترین دفاعی که از مجازات مرگ می شود این است که این مجازات می تواند اثری بازدارنده داشته باشد اما:

1- هرگز ثابت نشده که اعدام می تواند نقشی باز دارنده داشته باشد و اتفاقاً آمارها خلاف این مساله را ثابت می کنند. مثلاً در کانادا پس از لغو قانون اعدام، درصد جنایات کاهش محسوسی داشت و این روند کاهش همچنان ادامه دارد و از طرفی می بینیم که بیشترین جرائم و جنایات دقیقاً در کشورهایی رخ می دهد که بیشترین اعدام ها در آنها انجام می شوند. حتی در میان ایالات آمریکا در آنهایی که هنوز مجازات اعدام را اعمال می کنند بیشتر از سایرین جرم به وقوع می پیوندد. در تحقیقی هم که در سال 1998 توسط سازمان ملل و در خصوص بازدارندگی اعدام انجام شد آمده است که هیچ نشانه علمی مبنی بر اینکه اعدام بیش از حبس ابد بازدارنده است وجود ندارد. هرچند تاکید من در این نوشتار جایگزین کردن حبس ابد به جای اعدام نیست و تعیین مجازات متناسب و جایگزین را به متخصصان علوم مربوطه واگذار می کنم.

2- در اجرای مجازات اعدام قطعاً افرادی دخیل هستند. ساده بگویم، کسی باید چهارپایه را از زیر پای کسی که طناب دار به گردن آویخته بکشد یا دستگیره گاز را آزاد کند و یا کلید اتصال جریان برق را بزند. گاهی حتی این دخالت مستقیم است یعنی در عربستان یک نفر مامور قطع سر با شمشیر می شود یا در اعدام با جوخه آتش، عده ای به سمت یک انسان شلیک می کنند و یا در سنگسار عده ای به قصد کشت، سنگ به سر و صورت محکوم پرتاب می کنند. این افراد هرکدام یک قاتل بالقوه خواهند بود که قبح کشتن انسان در آنها شکسته شده است. یعنی به ظاهر، صورت یک مساله را پاک کرده ایم اما مسائل بیشتری ایجاد شده است. یک جنایتکار را حذف کرده ایم اما در عوض چند جنایتکار بالقوه خلق کرده ایم. در ایران هم نمونه های زیادی از همین افرادی داریم(و داشتیم) که ابتدا عامل قتل(اعدام) بوده اند و بعدها به بزرگترین جنایتکاران تبدیل شده اند. از طرفی در کشوری مثل ایران که اعدام ها در ملاء عام اجرا می شوند، افراد زیادی نظاره گر هر اعدام هستند و بخش وسیعی از جامعه هم از اجرای چنین مجزاتی مطلع هستند. عجیب است که با قتل انسانها(به عمدی ترین شکل ممکن) می کوشیم تا به مردم بفهمانیم که جان انسانها ارزش دارد! جامعه ای که اعدام انسانها و بی ارزش بودن جان آدمی را می بیند و باور می کند چطور می تواند ارزش واقعی جان آدمی را درک کند؟ در چنین جامعه ایست که آمار 30 هزار کشته در تصادفات جاده ای فقط خبری است که در لابه لای صفحات روزنامه ها ورق می خورد و فرهنگ شکل گرفته، نسبت به فرهنگ جوامع مترقی که مجازات مرگ را از قوانین حذف کرده اند، ارزش کمتری برای حیات آدمی قائل است.

3- حتی اگر اعدام بازدارنده باشد(که نیست) باید سوال کرد که چرا باید عده ای اعدام شوند و با مرگ خود تاوان جنایات آینده را بپردازند؟

احتمال اعدام بی گناهان

یقیناً بعد از مرگ فرصت هیچ دفاعی وجود ندارد و حتی اگر مرور زمان، نادرستی حکم را به اثبات برساند هیچ راهی برای لغو حکمی که اجرا شده وجود ندارد. می دانیم که خطای انسانی همیشه وجود دارد و ممکن است فردی که امروز اعدام می شود یک بی گناه باشد که مدارک لازم برای اثبات بی گناهی او در آینده فراهم شود. احتمال وقوع خطا در صدور حکم اعدام(و هر حکم دیگر) هم کم نیست و مثلاً ثابت شده که تا به امروز 116 بیگناه در آمریکا اعدام شده اند. در ایران هم تقریباً هر ماه شاهد اعدام های فله ای هستیم و مشکل در ایران این است که هیچ سیستم ارزشیابی یا حتی نظارتی بر این اعدام ها وجود ندارد که بتوانیم آماری از خطاهای صورت گرفته ارائه دهیم اما از شواهد اینگونه بر می آید که آمار خطا در صدور حکم اعدام در ایران بیش از هر نقطه دیگر باشد. به یاد داریم که دادگاه بسیاری از افرادی که اعدام شده اند کمتر از 30 دقیقه بوده است، بی حضور هیئت منصفه و دادگاهها هم اغلب غیر علنی تشکیل شده اند. یا اخیراً در طرح مبارزه با اراذل و اوباش شاهد اعدام های فله ای بودیم که هیچ دسترسی به متن پرونده آنها وجود ندارد و در یک مورد هم که به طور اتفاقی مشخص شد یک فعال سیاسی را با همین برچسب ها به اعدام محکوم کردند. یا می بینیم که یک فرد را دستگیر می کنند و با به سادگی و به اتهام جاسوس بودن و …حکم اعدام برایش صادر می کنند و سوال اینست که چرا اجازه نمی دهیم این افراد در آینده هم امکان دفاع از خود را داشته باشند؟

از طرفی ممکن است یک عمل در زمان فعلی جرم تلقی شود و در آینده همان عمل یک عمل مجرمانه نباشد. به طور مثال مجازات همجنسگرایی در ایران مرگ است و شاهد اعدام همجنسگراها هم بوده ایم. اما آیا واقعاً ممکن نیست روزی در ایران هم مثل غرب، همجنسگرایی در جامعه و قانون پذیرفته شود؟ همینطور در مورد زنا؛ یا مثلاً آیا همه کسانی که در دهه 60 اعدام شدند اگر امروز محاکمه می شدند هم باز حکمشان اعدام می بود؟! یعنی حتی اگر حکومت ها هم تغییر نکنند خود زمان همه چیز را تغییر می دهد و چرا ما با اعدام، فرصت احتمالی زیست را از چنین افرادی سلب می کنیم؟

مجرمین خطرناک

عده ای در دفاع از مجازات اعدام به این نکته اشاره می کنند که زنده ماندن برخی افراد می تواند تهدیدی برای جامعه باشد. اما این افراد مشکل را به درستی شناسایی نکرده اند. یعنی ضعف سیستم قضایی در تامین امنیت شهروندان و نظارت ناکافی بر این دسته از مجرمان نمی تواند توجیه مناسبی برای اعدام باشد. چرا سعی نمی کنیم اصل مساله را حل کنیم و برای رفع یک مشکل مساله تازه ای درست می کنیم؟!

مجازات یا انتقام جویی؟

مجازات اعدام تنها نوعی انتقام جویی است و هیچ سودی را افرادی که خسارت دیده اند نمی کند. آیا فلسفه وجودی مجازات، انتقام جویی است یا باز ستاندن حق و کیفر دادن؟ مجازات اعدام تنها فرهنگ نفرت و کینه را در جامعه رواج می دهد. مجازات اعدام خشونت را در جامعه رواج می دهد و از ارزش جان انسان ها در جامعه می کاهد.

مخالفت با اعدام از سر دلسوزی برای مجرمین و جنایتکاران نیست

در بحث ها بارها احساس کرده ام که مدافعین اعدام، مخالفت با اعدام را نوعی دلسوزی بی جا تلقی می کند درحالی که اصلاً اینطور نیست:

1- اعدام، مجازات سختی نیست، همه وحشتی که از اعدام وجود دارد تنها به دلیل مرگ است، وحشت از مرگ همیشه و برای همه وجود دارد و هر انسانی پیش از مرگ (در صورت اطلاع) دچار وحشتی مشابه خواهد شد اما خود مجازات تنها تحمل 30 ثانیه سختی است و من باور ندارم که چنین مجازاتی بتواند متناسب با کوچکترین جرائم هم باشد. آیا اعدام صدام واقعاً توانست کیفری مناسب برای خون 500 هزار انسانی که در جنگ ایران و عراق کشته شدند باشد و ظلم و جنایتی که او چند دهه بر مردم عراق روا داشت؟ البته استثنائاتی هم هستند مثل سنگسار که تحمل آنها کمی سخت تر است اما تقریباً همه موافقیم که مجازاتی مثل سنگسار بزرگترین جنایتی است که امروزه علناً و به شکل قانونی به وقوع می پیوندد و اثرات مخربی هم بر جامعه دارد.

2- همه کسانی که با مجازات اعدام مخالفند بر مجازات مجرم متناسب با جرم او تاکید می کنند و در این بین عده ای حتی مجازات مرگ را کافی نمی دانند و برای همین با آن مخالفت می کنند. مثلاً در مورد صدام هم خیلی ها مخالف اعدام او بودند چون اعتقاد داشتند که با اعدام او فقط خلاص خواهد شد درحالی که او می بایست مجازاتی شدیدتر را تجربه می کرد اما تاکید من نه بر ساده بودن مجازات مرگ، که بر نامشروع بودن این مجازات است و باز تاکید دارم که قطعاً مجرم باید به کیفری متناسب با جرم انجام داده محکوم شود.

امروزه بیش از نیمی از کشورهای دنیا مجازات اعدام را از قوانین خود حذف کرده اند و امیدوارم روزی در ایران هم این مجازات از صفحات قانون پاک شود.

Advertisements

2 دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. ممنون از لطف و توجه شما 🙂
    یوزپلنگ:
    سپاس و ارادت فرزام جان


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: