اخراج در سدم ثانیه

دسامبر 14, 2010 در 15:49 | نوشته شده در اجتماعی | 4 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , ,

یکی یکی گزینه‌های پاسخ را می‌خوند و می‌اومد پایین و یک هو عین برق گرفته‌ها از جا بلند شد و دستش را کوبید رو میز که … مذهب خط تیره … مگه میشه ؟

هیچی نگفتم نگاهم را دوختم به چشماش که ازش خشم می‌بارید … ادامه داد … چطور خط تیره گذاشتی … گفتم: برای اینکه اعتقادی به هیچ دینی ندارم.

دستاش را دوباره روی میز کوبید و گفت: نمیشه … اولن که مگه میشه که یکی به هیچ دینی معتقد نباشه ؟ !!! دومن چطور جرات کردی ؟ … نمی‌گی میدم پدرت را در بیارن …

لبخند زدم و گفتم: نخست آنکه بله می‌شود. چرا نشود ؟ دنیا به غیر از نوک دماغ شما جا برای دیدن بسیار دارد و دوم آنکه بیشتر از این می‌خواین پدرمون را دربیارین ؟ چطوری ؟ ممکنه کلن ؟

انگار تو تله گیر افتاده باشه. دور خودش می‌پیچید. همین دو دقیقه پیش گفته بود معاون شرکت در نبود من از استخدام و کار شما راضیه و امیدورام سالهای سال کنار هم به خوبی کار کنیم.

یهو برگشت طرف من و انگار که می‌خواست یه زخم کاری و غیرقابل جبران بزنه و با صدای نسبتن بلندی گفت: من نمی‌تونم یه آدم نجست را به عنوان کارمند تو شرکتم تحمل کنم … دستش برام رو بود. نتونستم جلوی خنده‌ام را بگیرم … بلند بلند خندیدم و گفتم: حاجی … خودت بیخودی عصبی نکن … ببین نجاست به اون مفهومی که تو توی کلت جا افتاده برای کسی درد آوره که اون مفهوم را قبول داره … حالا تا صبح بشین به من بگو نجست. دور هم می‌خندیم فقط.

سرش را بلند کرد و گفت: برو نبینمت برو از جلوی جشمام. می‌دونستم باید برم چون جلوی چشمش مثل آیینه دق بودم. آیینه شکست تمام عیارش. نتونست منو بشکنه. نه با پول … نه با تحقیر … خرد واره رهاش کردم و اومدم بیرون تا توی دنیای حقیر خودش دست و پا بزنه … تا روزی که همین تردید کوچیک مغز جامدش را تکون بده و شاید بتونه کمی فکر کنه.

اینم بگم که حاج آقا که تازه از حج تشریف آورده بودند یادشون رفت این حقوق دوازده روز کار ما را پرداخت کنند.

 

شما بودید ظهور می کردید ؟

ژوئیه 24, 2010 در 08:30 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس, سیاسی | 3 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , ,

کاری نداریم که بنده به مهدویت و حضور امام دوازدهم شیعیان اعتقاد دارم یا نه. اما می خواهم با توجه به شرایط موجود این سئوال را تک تک شیعیان ایشان از خودشان بپرسند که اگر جای ایشان بودند. آیا تمایلی به ظهور می داشتند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. زمامدارش بدون اینکه شما را در خفا یا جلا دیده باشد. سخن می راند که » شعبه ای » از شعبات امام و خدا و پیغمبر است. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. معاون دانشجویی دانشگاهش که نشان می دهد ارادتی بس وافر هم به شما دارد. دانشجوی دختر دانشگاه را خفت می کند و سیستم قضایی عادل کشور دانشجویانی را که نگذاشته اند ساحت دختر به دست متعفن این مرد آلوده شود و خود دختر محکوم می شوند و جناب معاون بر می گردند سر کار خویش در »  شعبه ای » دیگر تا به امر خفت کردن با توجه به تجارب گذشته و کم شدن ضریب خطا ادامه دهند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند. فرمانده » شعبه ای » از نیروی انتظامیش را با شش زن غافلگیر می کنند و بعد تکذیب می کنند و بعد که خبرش عالمگیر شد، می گویند صیغه بوده و چون صیغه بوده لزومی نداشته بین این شش زن صیغه، تیغه ای هم استوار باشد و به لطایف الحیل بازش می گردانند بر سرکار در »  شعبه ای » دیگر. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و رئیس دولت منتخب رهبریش خود را از شما سری از هم سوا می داند و نیز ایشان مضحکه مردم کشور خود و سایر نقاط جهان است. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و مردمش که مثلن خیلی به شما ارادت دارند برای آذین بستن کوچه ها در آستانه میلاد شما از بقایای نوار هایی استفاده می کنند که در تمام مدت سال دور می ریزند و این چند روز همان نوارها را به در و دیوار شهر می کشند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

.

.

بیایید فکر کنیم شما امام زمانید. تنها کشور شیعی جهان که با رسم تشیع حکومت می راند و مردمش طبق روایات روز جمعه هر هفته انتظار ظهورتان را می کشند  و مثلن هم خیلی به شما ارادت دارند. کافیست شب  های جمعه سری به کوچه ها و معابر شهرهایش و مخصوصن پایتختش بزنید تا ببینید در هجوم زباله و کثافت و جوب های بو گندو و معابر کثیف، واقعن چقدر در انتظار شما هستند. آیا شما دیگر حالی برای ظهور برایتان باقی می ماند ؟

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.