تکذیبیه مهندس میرحسین موسوی

فوریه 9, 2011 در 09:43 | نوشته شده در سیاسی, سرگرمی، طنز، شوخی | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , ,

مهندس میرحسین موسوی نسبت به آنچه که در سایتهای خبری مختلف جوابیه وزارت کشور به درخواست برگزاری راهپیمایی در حمایت از خیزش اخیر مردم تونس و مصر که توسط ایشان و حجت السلام و المسلمین کروبی به وزارت کشور ارائه شده بود. واکنش نشان داد.

وی در حالیکه سعی می‌کرد بر احساسات خویش چیره گشته و بغض در گلو را پنهان نگاه دارد. با انگشت اشاره اش این سایت‌های خبری را نشانه رفت و ضمن تقبیح این عمل زشت به خبرنگار غرش گفت:  اخیرن برخی از سایتهای خبری در زمینه درخواست بنده و آقای کروبی نسبت به انتشار اخبار کذب مبادرت ورزیده و ضمن به سخره گرفتن جنبش خرد جمعی توحیدی نسبت به آرمانهای امام راحل توهین کرده‌اند. بنده ضمن تکذیب این اخبار اعلام می‌کنم که به درخواست‌های قبلی ما وزرات کشور حداقل بیلاخ را به پیوست ارسال می‌کرد. اما این بار همان بیلاخ را هم تا کنون ارسال نکرده‌اند. از سایتهای خبری تقاضامندم تا ارسال و رسیدن این بیلاخ به دست اینجانب ضمن حفظ شان رسانه و آنچه که وی کرامت رسانه ای خواند از پیشگویی در این زمینه خودداری کنند، تا مجریان امور در وزارت کشور به موقع نسبت به ارسال بیلاخ درخواستی مبادرت کنند و قضیه لوس نشود، که مبادا آنها هم بی خیال بیلاخ دادن شوند.

نخست وزیر محبوب امام همچنین اضافه کرد: بنده در این زمینه ساکت نخواهم ماند و در جواب این رسانه‌های هتاک را به زودی بیانیه‌ای مفصل در هشتسد صفحه منتشر خواهم کرد.

وی همچنین در پاسخ سئوالی که از ایشان پرسیده شد که به غیر از انتشار بیانیه چه اقدام دیگری را مناسب برخورد با این رویه می دانید؟ ضمن تقبیح مجدد بیلاخ ندادن وزارت کشور به ایشان، گفت: به نظر من سر دادن شعار الله اکبر بر سر پشت بامها تکراری شده  و می‌بینیم که بسیاری از مردم چون با این شعار مشکل دارند. کلن دیگر شعار هم نمی دهند. به همین خاطر درخواست می‌کنم مردم به جای گفتن الله اکبر در شب 24 بهمن راس ساعت 9 شب به جای ندای الله اکبر رو به سوی حرم مطهر امام راحل این شعار سر دهند که » خمینی کجایی … دیگه بیلاخم نمیدن»

 

تماس از راه دور …

ژوئیه 27, 2010 در 07:50 | نوشته شده در حرف ِعکس, سیاسی | بیان دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , ,

جناب آقای موسوی چرا تماس از راه دور ؟ چرا این همه حرف و بیان بر خلاف نظر مردم. یادتان باشد این مردم بودند شما را میر حسین موسوی کردند. والا شما همان عزلت گرفته ایی بودید. که بیست و اندی سال دم بر روی همه بدبختی های این مردم بینوا بسته بودید و حال یک شبه پشتک زنان دوباره پردید وسط هجمه تبلیغاتی و شدید خبر اول بنگاه های خبری.

.


.

جناب آقای موسوی در این دیار نمکدان شکنی کم از پدرکشتگی نیست. تا دیر نشده به آغوش مردم بازگردید. و به یاد بیاورید آنان که بسی معروفتر بودند و مشهورتر بودند به کرشمه نابجایی چگونه از تارک افلاک به زیر خاک نشستند در دیدگان مردم. همچنان که اشک می چکد و فرو می نشیند و به صدر باز نمی آید.

اوج گرفتن اعتراضات خیابانی، عقب نشینی آقایان ، استراتژی حکومت و بازی با افکار عمومی

ژوئیه 16, 2010 در 09:28 | نوشته شده در اجتماعی, سیاسی | ۱ دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,

گستردگی اعتراضات خیابانی و خشن شدن نوع اعتراضات مردم و پاسخ به ایراد ضرب و جرح از سوی ماموران انتظامی حکومت که بازتابی از خشونت صورت گرفته توسط نیروهای امنیتی حکومت در روزهای 13 آبان و 16 آذر بود. هم حکومت و هم اپوزسیون رهبریش را به چاره اندیشی انداخت.

اوج این نوع اعتراضات را در روز عاشورا شاهد بودیم که به گفته منابع خود حکومت پایتخت برای دقایقی از کنترل خارج شده و اگر اهمال بیشتری از سوی آنان و یا پایداری بیشتری از سوی معترضین به نمایش گذاشته می شد، شاید اکنون فضا به گونه ایی دیگر جز این بود.

گفتم که اپوزسیون رهبر حکومت هم به موازات حکومت به چاره اندیشی افتاد. چرا ؟

زیرا این اپوزسیون به شدت دل در گروی جمهوری اسلامی داشت. و تنها نکته عدم تفاهم با ساختار حاکم را در فردی می دانست که اکنون زمام امور را در دست دارد. ایشان به عیان دیدند که حاصل این اعتراضات و نتیجه به بار نشستنش هر چه باشد. جمهوری اسلامی دیگری نیست. این را از شعارهای مردم و نوع و شیوه حرکت اعتراضات و دامنه گسترشش در آن زمان به وضوح می شد که لمس نمود.

برای توضیح بیشتر این رویداد باید خاطرنشان کرد که موسوی و کروبی و حامیان پشت پرده اشان هرگز نمی خواستند و نمی خواهند که این حکومت بر چیده شود و یا دست کم آنکه به توسط نام آنان بر چیده شود. تا مثلن فردا در پبش خدای خویش دچار لکنت زبان برای پاسخ دادن نشوند و نیز در تاریخ گفته نشود که حکومت اسلامی ایران که حاصل دگرگونی سال 57 بود. به دست یاران به وجود آورنده اش و دو تن از یاران اعضای هئیت حاکمه سی سال گذشته کشور به مسلخ فنا گسیل شد.

حالا دیگر وقت چاره اندیشی بود. باید حکومت و اپوزسیون رهبری اش برای برون رفت از این حالت هر دو توامن کاری می کردند. والا دور نبود که نه تاک بماند و نه تاک نشان.

نخست باید نمایشی از همگرایی نشان داده می شد.

به نظر بنده جریان اسب تروا کار مشترک هر دو گروه بود. اما این طرح به شدت وحشت آفرین بود. چون در پی حوادث روی داده به درستی نمی شد پی به منویات ذهنی بستر اجتماع برد و واکنش ایشان را در برابر کنش های برنامه ریزی نشده که اجتناب ناپذیر است. حدس زد و شاید همین طرح باعث به سهولت دست یافتن معترضین به همان نقطه ایی می شد که حکومت و اپوزسیون رهبریش از آن بیم داشتمد که نشود.

برای چاره این نگرانی ترجیح  داده شد که تمام راهپیمایی های شهر ها و شهرک های اطراف تهران برای 22 بهمن سال 88 را بر خلاف سنت هر ساله تعطیل کنند و تمام نیروهای وفادار به حکومت را در خیابان آزادی به دو صورت مامور انتظامی و مردم متمرکز کنند. حاصل این رویکرد آمار شگفت انگیزی از تعداد نیروهای امنیتی در روز 22 بهمن بود که تا مدت ها نقل محافل و دستاویز بیانیه های آب دوغ خیاری بود.

جریان اسب تروا با پیروزی نسبتن آرامش  بخش و بدون ایجاد اشکال و تقریبن بهترین حالت برای حکومت به پایان رسید. حتا بنده حدس می زنم. کسانی در دل خود گفته باشند که 22 بهمن سال 88 پیروزی مجددی برای سازه بی اندام جمهوری اسلامی بود.

حالا یک مانع فقط بر جای مانده، سرخوردگی مردم این حالت را نه می توان کتمان کرد و نه اینکه می توان به آن بی اعتنا بود. چون مانند آتشی در زیر خاکستر می گردد و گسترش می یابد و آتش به خرمن نیمه سوخته می زند. چه باد می کردند ؟

برای برون رفت از این حالت باید اول به مردم القاء می شد که راه نجات از خیابان به دست نمی آید. حال آنکه کسانیکه که این نکته را در بیانیه هایشان حالا مورد اشاره قرار می دادند. خود و با تمام مجموعه این حکومت از راه خیابان به حکومت رسیدند ! بگذریم …

باید این سرخوردگی از اندیشه مردم تا جایی که می شد زدوده می شد. تا بتوان مردم را برای یک مشارکت مطلوب 50 تا 60 درسدی اولین انتصابات پیش رو آماده می کردند.

راه چه بود ؟

نخست اینکه ابتدا باید انتصابات نزدیک را عقب می انداختند تا راحت تر بتوانند طرح های خود را در زمان بندی مطلوب به مرحله اجرا بگذارند و آسانتر بتوان مردم را خام کرد.

همانطور که بالاتر گفتم ابتدا باید صفوف معترضین از سطح خیابان جمع می شد که به لطایف الحیل و به یمن نقشه راه موسوی ( بیانیه 18 و منشور ) این امر به سر منزل مقصود رسید و بهترین بهانه برای آن جلوگیری از خونریزی بود. انگار که تا دیروز از رگ های این ملت نعش بر سطح خیابان ریخته شده آب سرایز می شده و اکنون آقایان به تازگی خون می بینند.

باید القاء می شد که اعتراض باید به گونه ایی دیگر پیگیری شود. مثلن اعتصاب.

خب حرف اعتصاب با توجه به سرخوردگی عمومی خود یک حرف هراس انگیز است. چگونه حکومت هم می تواند به آن تن در دهد و هم اینکه کیان موجودیتش به تهدید گذاشته نشود ؟

یک اعتراض صنفی بهترین حالت برای این امر است. تصویب قانون مالیاتی عجیب و غریب 70 در سدی که مردگان هزار سال پیش هم اجرایی شدنش را باور نمی دارند. اما بهانه خوبیست برای یک اعتراض صوری و صنفی تا در لوای  آن هم بازار و بازاری از همه جا بی خبر مثلن به خواسته خود برسد و هم گونه ایی دیگر از اعتراض را حکومت نخ نما کرده باشد.

حالا امید این مردم سر خورده از اعتراض و اعتصاب به کل بریده می شود و می افتند در دوره انحطاط جنبش.

حالا می شود برخی از این سرخوردگان را با بیاینه های نخ نمای اپوزسیون داخل که حتا با رهبر هم چندان مشکلی دیگر ندارد و رویش نمی شود عیان این را به صدای بلند بگوید. به سر صندوق رای کشاند و اندک آبرویی مجدد دست و پا کرد.

اسم رمز این حرکت » خرد جمعی توحیدی » است و طریقش پایبندی به قانون اساسی است. نه یک حرف کم، نه یک حرف زیاد.

خاطمی … ؟!

مه 22, 2010 در 19:16 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس | 7 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , ,

.

بدون شرح !

جناب آقای حکومت این مردم، مردم دهه شست نیستند با اعتبار خودت بیش از این بازی نکن

ژوئیه 2, 2009 در 18:41 | نوشته شده در سیاسی | 3 دیدگاه
برچسب‌ها: , , ,

بنده با دگرگونی های سریع همواره مخالف هستم.

بنده ایمان دارم که اگر موسوی را هم به زندان ببرند با توجه به جنبش تعقل گرایی که شاهدش هستیم. رفتارهای هیجانی آنچنانی را شاهد نخواهیم بود.

در ضمن بنده معتقدم که به زندان رفتن موسوی در شرایط کنونی، به زندان انداختن سی سال تاریخ انقلاب اسلامی و اثبات غیر منعطف بودن آن چیزی است که مردم سالاری دینیش می خوانند.

اما با این وجود آیا باید باور کرد که این حکومت می خواهد موسوی را به زندان افکند تا او را هم به بهشت ببرند زورکی ؟

بگم این کیه ؟

ژوئن 11, 2009 در 23:03 | نوشته شده در اجتماعی, حرف ِعکس, سیاسی | 11 دیدگاه
برچسب‌ها: , ,

y01001

ای کاش ما را فرصت زیر و بمی بود

ژوئن 8, 2009 در 21:31 | نوشته شده در اجتماعی, بالاترین, سیاسی | 2 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , ,

دوست داشتم به جای موسوی حرف حساب جلوی احمدی نژاد می نشست. نتیجه خیلی فضاحت بار تر از اینی بود که الان اتفاق افتاده است.

دوست داشتم به جای کروبی امیر ردر جلوی احمدی نژاد می نشست. نتیجه بی برو و برگرد به نفع امیر ردر تمام می شد.

دوست داشتم به جای رضایی، یولیو جلوی احمدی نژاد می نشست. آن وقت احمدی نژاد کلک و پر شده بیشتر به درد جوجه کباب می خورد تا کاندیداتوری ریاست جمهوری.

آهای رای دهندگان بیایید درست تصمیم بگیرید

ژوئن 7, 2009 در 19:16 | نوشته شده در اجتماعی, سیاسی | 33 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , ,

می خواهم طی یک لینک تکلیف حمایت وبلاگستان و دنیای مجازی را از یک کاندیدا در بالاترین مشخص کنم.

می دانم ارسال این لینک شاید خلاف قوانین بالاترین باشد. اما گویی چاره ایی دیگر نیست. زیرا…

– باید برای غلبه بر محمود بر فوج آرای پادگانی غلبه کرد.

و برای غلبه بر این فوج باید همه نیرو ها در یک راستا قرار بگیرند.

و برای قرار گرفتن همه نیرو ها باید سلایق و علایق شخصی و گروهی و قومی فراموش شود و نگاه ها متمرکز بر هدف مشترک گردد.

من از تمامی کسانیکه با توجه به مناظرات تا کنون انجام شده تصمیم قطعی خود را گرفته اند تا رای خود را به سبد هر یک از کاندیدا ها بریزند درخواست می کنم در کامنتهای ذیل این لینک در بالاترین رای خود را اعلام تا کاندیدایی که ظرف 12 ساعت رای بیشتری را حاصل می کند. مورد حمایت همگان قرار گیرد.

کولن خوبه … / تحریم پاسخ این خیمه شب بازی است

ژوئن 4, 2009 در 07:14 | نوشته شده در اجتماعی, سیاسی | 12 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

موسوی

در مترو:

یک آقای موقری از جوان کنار دستیش که دستش حامل نوار سبزی بود سئوال کرد :

س : فرق موسوی با سایر کاندیدا ها چیست ؟

ج : خوبه دییگه

س : فرقش چیه که خوبه ؟

ج : کولن خوبه ، نیگاه، این دختر خانومم هم از همین نوار سبزا دستشه ( اشاره به دختری که روبرویشان نسشته بود ) ، معلومه که خوبه دییگه …

– دختر بینوا رنگش سرخ شد و دستش را روی نوار سبز رنگ دست دیگرش گذاشت. آقای موقر ماجرا هم شرمنده از سئوال خود و متحیر از پاسخ ساکت شد. دختر زیبا رو پیاده که شد نوار از دستش  باز کرد نفسی کشید و رها و آزاد به راه خود رفت.

uuuu08

ماجرای بالا کاملن وقعی بود.

.

کروبی

معاون اول این آقا در صورت رئیس جمهور شدن قرار است آقای کرباسچی باشند.

تفکرات جناب کرباسچی در مورد مستقل شدن و خودکفا شدن شهرداری تهران از بودجه عمومی و جاری کشور تفکر خوبی بود که امروزه در تمام جهان هم اجرا می شود.

اما …

اما جناب آقای کرباسچی سرعت، عمق و حجم بالای مطالبات شهردای از مردم به واسطه عدم کارشناسی صحیح و درست باعث گردید تا قیمت ملک و فعالیت های ساختمانی به عنوان بزرگترین و تاثیر گذارترین فعالیت صنعتی و اقتصادی به شدت افزایش یابد و تورم حاصل از این افزایش قیمت کمر ملت ایران را به خاطر الگو برداری سایر شهرداری های کشور از این ایده خرد کند.

اما جناب آقای کرباسچی چرا شما پیش از به وجود آوردن ساز و کاری که مشخص کند. این پول ها دقیقن در کجا و به چه صورت باید مصرف شود اقدام به اخذ آن از شهروندان کردید. و چطور فکر نکردید که یک روز احتمال بر کنار شدن از این سیستم را دارید و شاکله ایی و سنتی که شما بوجود آوردید در دست کسانی می افتد که معتقد به آبادانی شهر بر پایه های استاندارد های شهرسازی نیستند ( البته اگر فکر کنیم خود شما هم دقیقن بر این موازین حرکت می کردید. کتمان نمی کنم که تهران در دوره شما نفسی کشید. اما همان روزها هم می شد با توجه به گسترش دانش شهرسازی راهکارهای بهتری هم برای مشکلات تهران  در نظر گرفت و از صرف پول مردم برای پروژه های بی مصرف جلوگیری کرد) و پول این ملت زیر فشار گرانی و تورم را صرف زدن ایستگاهای صلواتی و جمع آوری رای برای خود می کنند. و از کیسه خلیفه آن را به مردم کشورهای دیگر جهان می بخشند.

چگونه تضمین می کنید سیاستهای بی برنامه و اشتباه شما آن هم در حجم کلان کشوری بار گرانتری را بر دوش مردم نگذارد.

احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد از شما سئوال می کنم اگر گفته های شما در مناظره با آقای موسوی شما سوار شدن بر موج هیجان نبود و نمی خواستید ملت را با هیجان دادن و در ظاهر رقابتی کردن انتخابات به پای صندوق های رای بکشانید. چرا خود به آنچه که بر موسوی خرده گرفتید عمل نمی کنید؟

آقای موسوی از شما سئوال کرد چرا بر خلاف رویه قانونی کشور عمل می کنید و شما گفتید ناراضی هستید شکایت ببرید به دیوان عدالت اداری.

آقای احمدی نژاد

شما سه دولت پیش از خود را شامل دو رئیس جمهور ( هاشمی – خاتمی ) و یک نخست وزیر ( موسوی)  را بر پایه آنچه اسناد و مدارک خود می خوانید به چالش کشیدید و به فساد متهم کردید. همچینن آقای ناطق نوری رئیس دفتر بازرسی رهبر را.

شما چرا به دستگاه قضایی کشور مدارک و اسناد خود را در یک برنامه زنده تلویزیونی و یا تربیون های استانی خود ارائه نمی کنید تا مفسدین را رسوا کنید؟

شاید بگویید نمی گذارند، نمی شود.

چه کسی نمی گذارد شما در تربیون رسمی و تلویزیونی رئیس دفتر بازرسی رهبری را زیر سئوال بردید ؟ آین یعنی فساد رهبر به دلیل منصوب کردن فردی فاسد به مسندی مهم.

آیا رهبر کشور آقای خامنه ایی نمی گذارد ؟ آیا آقای شاهرودی نمی گذارد ؟

اگر چنین است چرا باید در این گرداب فساد ملت به شما رای دهند به چه امیدی ؟

رضایی

سیگار بسته ایی چند است ؟

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.